حفظ و معرفی میراث فرهنگی
سوزن دوزی بلوچ را به مخاطبان ایرانی و جهانی میشناسانیم و آن را به نسلهای آینده منتقل میکنیم.
روایتی از اصالت، ریشه ها و رویایی که به واقعیت پیوست
داستان وقار از خانهای در روستای قاسم آباد بلوچستان آغاز میشود؛ از دستان مادری که سوزن دوزی بلوچ را به دخترش آموخت و از دختری که از کودکی با این هنر بزرگ شد.
من، مریم نوروزی، در روستای قاسم آباد، از توابع شهرستان بمپور، به دنیا آمدم. از هشت سالگی سوزن دوزی را بهطور حرفهای دنبال کردم و از چهارده سالگی همراه مادرم در نمایشگاههای ملی و بینالمللی حضور یافتم. این تجربهها مرا با ظرفیت های گسترده ی این هنر آشنا کرد و به این باور رساند که سوزن دوزی بلوچ فقط یک هنر سنتی نیست؛ سرمایهای ارزشمند برای فرهنگ، هویت و اقتصاد این منطقه است.
در رشتهٔ مهندسی برق، گرایش مخابرات، تحصیل کردم و این تحصیلات در کنار سالها تجربه ی هنری، نگاهم را گستردهتر کرد. با این حال، دغدغه ی مردم سرزمینم همیشه در تصمیمهایم حضور داشت.
کسی که از بیرون به یک منطقه نگاه میکند، میتواند مشکلات آن را توصیف کند. اما کسی که در همان جامعه بزرگ شده، آن مشکلات را زندگی کرده است. دشواری های زندگی در بلوچستان و محدودیت فرصت های شغلی برای من موضوعی دور از واقعیت یا صرفاً قابل بحث نیست؛ اینها بخشی از زندگی خود من و مردمی است که در کنارشان بزرگ شدهام.
از نزدیک با توانایی و استعداد زنان بلوچ آشنا هستم. اگر فرصت مناسبی فراهم شود، این توانایی ها میتوانند به استقلال اقتصادی و پیشرفت منجر شوند. به همین دلیل تصمیم گرفتم به جای توصیف مشکلات، برای ایجاد فرصت قدمی بردارم. سوزندوزی بلوچ، علاوه بر ارزش فرهنگی و هنریاش، میتواند زمینهٔ کار و درآمد برای زنان هنرمند باشد.
وقار از همین تجربهها و دغدغهها شکل گرفت؛ از این اعتقاد که برای ساختن آیندهای بهتر، گاهی باید از همان جایی شروع کرد که خودت از آن برخاستهای.
وقار برای من فقط نام یک برند نبود؛ نشانه ی راهی بود که میخواستم در آن قدم بگذارم. در این راه، هویت فرهنگی با خلاقیت، کیفیت و نگاه امروزی همراه میشود و هنر بومی میتواند در دنیای امروز نیز جایگاهی ماندگار پیدا کند.
در کنار فعالیت هنری، به آموزش سوزن دوزی بلوچ پرداختم و بهعنوان مربی صنایع دستی میراث فرهنگی با هنر آموزان بسیاری همراه شدم. در میان آنها کسانی بودند که علاوه بر علاقه و استعداد قابل توجه، در پی کسب درآمد و ساختن آیندهای بهتر بودند. تصمیم گرفتم این استعدادها را شناسایی کنم و به آنها کمک کنم مهارتشان را به شغلی حرفهای تبدیل کنند.
به این ترتیب، مجموعهٔ وقار کمکم شکل گرفت؛ گروهی از توانمندترین هنرمندان بلوچ که با مهارت و پشتکار، محصولاتی ارزشمند خلق میکنند. امروز حدود صد نفر، بهصورت مستقیم یا غیر مستقیم، در وقار فعالیت دارند. این عدد برای من فقط نشانهٔ رشد یک کسب و کار نیست؛ نشان میدهد هنر بومی چگونه میتواند به زندگی خانوادهها ثبات و معنا ببخشد.
سوزندوزی بلوچ شایسته ی جایگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی خود است. این هنر حاصل ذوق، مهارت و صبر نسل هایی از زنان بلوچ است ؛ میراثی که باید حفظ شود، اما در گذشته نماند.
در وقار میکوشیم این هنر را در قالب محصولاتی دست دوز، باکیفیت و متمایز ارائه کنیم؛ محصولاتی که هویت و ظرافت سوزندوزی بلوچ را حفظ میکنند و در عین حال با سبک زندگی امروز سازگارند. دریافت چند نشان ملی مرغوبیت کالا نیز بخشی از مسیر ما برای ارتقای کیفیت و معرفی شایستهٔ این هنر بوده است ؛ مسیری که با انگیزهٔ بیشتر ادامه دارد.
رسالت وقار سه بخش دارد:
سوزن دوزی بلوچ را به مخاطبان ایرانی و جهانی میشناسانیم و آن را به نسلهای آینده منتقل میکنیم.
برای زنان هنرمند بلوچ کار و درآمدی پایدار فراهم میکنیم.
محصولاتی عرضه میکنیم که ریشه در فرهنگ بلوچ دارند و به نیاز و سلیقهٔ امروز پاسخ میدهند.
وقار از دل مردمی برخاسته است که اصالت، نجابت و هنرشان شایسته ی دیده شدن است. برای من، ارزشمندترین بخش این راه آن است که سهمی در معرفی این میراث و ساختن فرصت های تازه برای زنان سرزمینم داشته باشم.
وقار روایتی از این سرزمین است ؛ هنری که با دستان زنان بلوچ جان میگیرد، با تلاش جمعی ادامه مییابد و برای آیندهای روشنتر گام برمیدارد.